گربه یا خیار

دیروز جوجه با سوادم مریض بود .

این جوجم خیلی گربه دوست داره و در حال حاظر سرپرستی یک دو جین گربه بی خانمان رو به عهده داره. منم هر روز علاوه بر کارهای خودم و کارهای خونه و .... به فکر تهیه غذا برای این گربه ها هم باید باشم . دیروز هم که مریض بوده زنگ زده به مادر بزرگش و ازش خواسته که بهشون غذا بده .

آقای میم از حیوون خیلی بدش میاد و حتی میتونم بگم چندشش میشه. خیلی با مزه ست . تا قبل از ازدواجم ندیده بودم که یه آقا مثلا از طوطی بترسه و از اینکه طوطیه رو شونه ی کسی نشسته چندشش بشه . 

خلاصه اینکه این علاقه ی وافر جوجه باسواده به حیوانات و کلا هر موجود زنده ای به جز انسان، خیلی رو اعصاب آقای میم هستش . به همین خاطر دیروز از فرصت استفاده کرد و گفت: ببین دخترم . این مریضیت به خاطر دست زدن به گربه هاست و دیگه نباید بهشون دست بزنی. ولی جوجه با کمال اعتماد به نفس گفت که نخیر دلیل مریضی من اینه که دیروز خیار فاسد خوردم!

حالا دیگه من نمیدونم خیار فاسد چیه و از کجا گیر آورده. خلاصه اینکه دیروزم به کل به مریض داری گذشت.

دیروز داشتم فکر میکردم که خدا چه طوری به مامانا اینقدر صبر و تحمل میده واقعن . یعنی من همون دختر نازنازی و کم تحمل و راحت طلب چند سال پیش هستم؟! من نمیتونم به این بگم تغییر . بیشتر شبیه به یک نوع دگردیسی هست. 

البته همسر عزیزم وقتایی که میبینه خسته هستم واقعن کمکم میکنه . دیروز هم ساعت 2 بعد از ظهر از خونه داری و مامان بودن مرخصی گرفتم و همه چیزو سپردم به آقای میم و دو سه ساعتی استراحت کردم . البته زیاد این کارو دوست ندارم . فکر میکنم باید همیشه کارها رو با هم انجام بدیم تا باعث نشه که یکی خیلی خسته بشه . 

آقای میم عزیزم به خاطر همه ی صبوریات ازت ممنونمماچ

/ 4 نظر / 15 بازدید
یک حسنا بانو هستم

سلام عزیزم [بغل][ماچ] وبلاگت مبارک باشه . بسیار کار خوبی میکنی که مثل مامان نازنینت به نوشتن خاطراتت پرداختی[قلب] جانم به دوتا جوجه کوچولو از قول من ببوسشون [ماچ] امیدوارم که هر چهار تای شما همیشه و همه جا در خوشبختی و شادی و آرامش باشید . [قلب] امیدوارم جوجه با سواد هم حالش زودتر خوب بشه . همینطور که میگی یک تغییر اساسی هست که دختر های نازنازی میشن مامانهای صبور و زحمت کش . [بغل]

سلام

سحر

[خنده] از دست این بچه ها. بچه های منم حیوون دوست دارن، ولی من برام تحملش خیلی سخته. تازه الان میفهمم مامان عزیزم که با اون همه حساسیت و وسواس، همیشه به خاطر ما گربه و جوجه نگه می‌داشتن، چقدر صبور و عزیز و نازنین بودن. خدا رحمتشون کنه.

بانو سرن (خاکستر و بانو)

سلام منم با نظر آقای میم موافق ترم. دست زدن به گربه ها برای دختر خانم ها بیشتر ضرر تا پسرها. البته می دونم خودتون بهتر می دونید فقط خواستم جناب همسرتونو تایید کرده باشم.[مغرور]