پراکنده نوشت

-خواب دیدم دارم با مدیر عامل دعوا میکنم . خواب دیدم اومدم خونه مهمون دارم . ازون مهمون رودرواسی دارا . یه چادر نماز سرم بود ازینا که مثل مقنعه چونه و کش دارن . گل گلی. با خجالت یه سلام یواش دادم و دویدم تو اتاق تا لباسامو عوض کنم . لباسامو پیدا نمیکردم . انقدر طول کشید که مهمونا رفتن . همش داشتم حرص میخوردم . با تمام وجود . خواب دیدم امتحان دارم ولی ساعتشو نمیدونم . لباسام بازم گم شده بودن و همه چی قاطی بود . اه . این خوابها رو پشت سر هم دیدم . یه شب که با اعصاب خورد و خاکشیر خوابیده بودم . صبح که پا شدم انگار کوه کنده بودم  . خسته بودم . خسته ی خسته.

هنوزم وقتایی که استرس دارم و نگرانم خواب میبینم که امتحان دارم.

-کاشکی آشپزخونه ی خونه م در داشت ، درش هم کلید داشت . هر شب ساعت هفت درشو قفل میکردم و کلیدشو قورت میدادم .

-جوجه کوچولوم داره یه ساله میشه. شیرینه . عزیز دلم انشااله صد و بیست ساله شی. 

-دلم یه تغییر حسابی میخواد . حسسسسسسسسسسسسسسسساااااااااااااااااااااااااااااابی .

-دلم مسافرت میخواد . یه مسافرت با خیال راحت . قبلش بدونم همه چی سر جاشه و همونطوریه که میخوام.

-یه گربه ی زشت نمیدونم از کدوم سوراخی میاد تو راه پله ها و سرصدا میکنه. انگار داره گریه میکنه . صداش رو اعصابمه . 

/ 5 نظر / 26 بازدید
سیناطب

"هوالشافی" مرکز پزشکی سیناطب با مدرن ترین روش ارائه خدمات درمانی و با بیش از سه سال سابقه فعالیت، شما را به بازدید از کلینیک های مجازی خود دعوت می نماید. (کلینیک های مجازی سردرد، آلرژی، دیابت، پوست و مو، بیماری های گوارشی، زنان،بیماری های روحی، روانی و......) www.sina-teb.ir

محیصا

میم عزیز با آشپزخونه و صدوبیست سالگی و تغییر ومسافرت حسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسابی موافقم.[گل] پسر بزرگ منم اسفندیه[مغرور]

سحر

سلام. خوبی؟ چقد از این خوابا بدم میاد، اه![منتظر] راستی من از تو ریدر میخونم به روز شده هاتو، بعدش میخوام بیام وبلاگت لایک کنم و کامنت بذارم، یادم میره![هیپنوتیزم]

میترا

ولد نی نی مبارک باشه. اگر آشپزخونه در داشت خیلی خوب بود منم موافقم.

زری

منم از صدای گربه ها بعضی وقت هو خیلی میترسم.عین صدای گریه بچه میشه[ناراحت]