می نویسم

لبخند سلام.

 

 

خانوم میم هستم و می خوام اینجا روزانه هامو بنویسم.

 

 

مامان عزیزم نزدیک به 15 ساله که خاطراتشونو می نویسن .من هر بار با دیدن مامان در حال نوشتن به خودم قول میدادم که شروع کنم به نوشتن. هیچ وقت نتونستم. حالا ولی دیگه تصمیم گرفتم که شروع کنم.

 

 

تو دوران مدرسه همیشه برام سخت ترین کار، انشا نوشتن بود . هنوز هم نوشتن برام سخته .

 

سی خورده ای سالمهچشمک و 10 ساله که با آقای میم عزیزم ازدواج کردم  و  دوتا جوجه دارم . از خدا می خوام که برای من حفظشون کنه . 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
Ahmad

ایشالا موفق باشید خدا حفظشون کنه

سحر

سلام عزیزم. خدا مامان عزیزت و همسر گرامی و جوجه های نازتو برات نگه داره الهی. وای که منم همیشه از انشا بدم میومد. خوب کاری کردی که نوشتنو شروع کردی، مبارک باشه، موفق باشی عزیزم.[گل][ماچ]