خانوم میم

خونه ی نو ، تجربه ی نو

پراکنده نوشت

-خیلی برام جالبه که یه نفر انقدر تو احوالات خودش دقیق بشه که مثلن بگه دارچین تو غذا باشه ، سرم درد میگیره یا مثلن قرمه سبزی بخورم سردیم میشه...گرمیم میشه...سردیم میشه....من بعد از سی و اندی سال هنوز نمیدونم چی بخورم حالم بد میشه ، چی بخورم خوب میشه...اصلن نمیدونم این قوانین چجوری کشف میشن .مثلن یه سردرد آخر شب رو چجوری میشه ربط داد به غذاهایی که آدم از صبح خورده؟ از کجا باید فهمید که تقصیر کدومشون بوده؟

- آقای میم به یک ماموریت کاری رفته . چهار پنج روزی میشه که رفته و یکی دو روز هم مونده.

بسیار مامان با تجربه ای شدم . مثل همیشه سعی میکنم که تو این تنهایی به جای دلتنگی و کلافگی و اینا ، برای خودم برنامه داشته باشم که سخت نگذره.

با اینکه سفرهای آقای میم منو دلتنگ میکنه و گاهی اوقات هم کلافه ولی این تنهایی های گاه و بیگاه رو هم دوست دارم. اما ...اما تنهایی های آخر هفته رو اصلن دوست ندارم. مثل الان.

-دیروز هوای تهران بسیار عالی بود ، هوا هم که خیلی سرد نبود...دقیقن شده بود مثل هوای دم عید...آخرای اسفند. بسیار لذت بردم. 

 

   + خانوم میم ; ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
comment نظرات ()